سادگی کرم عرب عامری

خرید بک لینک

فقط ساده نبودم

سادگی هم میکردم

نمیخواستم کسی را جای تو بخانه راه بدهم

ابتدا او دم در بود

باخودم گفتم با آمدنت میرود

نیامدی

ظهر شد و بسختی شب

واو همچنان دم در ایستاده بود

سرد بود

سرما می خورد

دلم سوخت خواستم بیاید تو

یک شب هزار شب نمی شود

تو هی نیامدی واو هی همخانه ام شد که از هزار شب گذشت واکنون میگویم سالهاست!

گاهی دعوا میکنیم ،گاهی آشتی

راستش گاهی برایم ادای ترا در می آورد.

نمیدانم بیایی می توانم بیرونش کنم یانه؟!

این انتظاررا میگویم

کرم عرب عامری

غزال...

ما را در سایت غزال دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 6 تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 17:36

صفحه بندی