هزار سال کم نبود
...........
می ترسم باکسی دردل کنم
شاید در میانه بفهمم که فقط شبیه تو بوده
پشیمان شوم
هزار سال کم نبود
سالهایی که جهان می توانست بارها خالی از انسان شو د
اما نشد
چون هنوز آدمهای عاشقی مثل من بودند
چون آدمهای عاشق سازی چون تو بودند
چندتا فقط چندتا کافی بود
تا دنیا بماند
تا نسل بشر بماند
اما الان خیلی خسته ام
حتی نتوانستم چمدان خاطراتمان را بردارم
فقط نام ترا میتوانم با دلم حمل کنم
نمی دانم تا کی براهم ادامه می دهم
نمی دانم تا کی می مانم
نمی دانم تا کی براهم ادامه می دهم
نمی دانم کی قلبم بپایان راه می رسد .
ما را در سایت غزال دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 18